آه قدس ! - آه يا قدس!
آه قدس !
-----
آه قدس!
اي عروس زيباي وطنم
سرشک از گونه هایت پاک کن
بیارای خود را
گيسو افشان كن
سرمه بر چشم بكش
عطر بزن
خلخال بر پاي كن
لبخند بزن
آري لبخند بزن
جوانان محمد(ص) با مهريهی خون
به خواستگاريت از قدر آمده اند ...
آه قدس!
اي گل زيباي وطنم
پژمرده شدي
از نفس اهریمن
سوگند
سوگند به اقصايت و آن رهگذری
كه سال ها پيش از آن بگذشت
پر بكشيم،
سوي تو ديوانه وار
بال زنيم،
گرد تو در خارزار
تا برهی و برهیم
در بر تو جان بدهیم ...
آه قدس!
تو اي يوسف گم گشتهی گريان وطنم
گرچه ريسمان اسارت،
بر گردن رعناي تو بستند
دستان تو بستند
مصر به مصر
بازار به بازار
جار زنان، چانه زنان
گرد تو گشتند،
ليك
سوگند به چشمان سياه نگرانت
که در بند نمانی
تقدير من و توست
عزت و رهايي ... .
- ايام زمان؛ روزنامه جمهوري اسلامي،
سال 22، شماره 6175، دوشنبه 11/مهر/1379، ص 3 ( با اندکی ويرايش) –
برادر بزرگوارم؛ جناب حجت الاسلام و المسلمین؛ آقای دکتر محمد مهدی تسخیری، با هدیه ترجمه عربی این سروده، بر من منت نهاد؛ جزاه الله خيرا:
آه يا قدس!
---------
آه يا قدس!
يا عروسة وطني الجميلة
امسحي الدمع من على خديك
تجملي
وانشري الشعر
كحلي العينين
تعطري
واضربي الخلخال برجليك
وابتسمي
نعم ابتسمي
شباب محمد(ص) جاءوك،قدرهم أن
يطلبوا يدك،والمهر هو الدم
آه يا قدس!
يا زهرة وطني الجميلة
لقد ذبلت
من روح الشيطان
قسما
قسما بالأقصى وبالعابر
الذي مر منه منذ سنوات خلت
لنطير
نحوك جنونا
لتصفق اجنحتنا
حولك في ميدان ذات الشوکة
كي تتحرري و نتحرر
نقدم الحياة في سبيلك...
آه يا قدس!
أنت يا يوسف المفقود
لوطني الباكي
على الرغم من حبل السبي ،
الملقى على جيدك الانيق
قیدوا یديك
من مصر الى مصر
ومن سوق إلى سوق
منادین بكلام فارغ
أحاطوا بك ،
ولکن
قسما بعیونك السوداء القلقة
لن تبقي في الاسر
قدري وقدرك
العزة والحرية ....
- أيام زمن. جريدة جمهوري اسلامي
السنة 22 عدد 6175 الاثنين 11 / تشرين الأول / 2000 ص 3
(مع قليل من التصرف)
وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ