بیانیه مجمع تقریب درباره تخریب نماز خانه اهل سنت در تهران

  

  

« ز هفتاد و دو مذهب رو به سوی تو

بلی عاشق نداند مذهبی جزترک مذهب ها »

  

 

« ای مغ بچه ی دهر بده جام می ام

کآمد ز نزاع سنی و شیعه قی ام !

  

گویند که جامیا چه مذهب داری ؟

صد شکر که سگ سنی و خر شیعه نی ام » .

  

 

شیخ عبدالرحمن جامی

 

 

 

 

 

 

بیانیه مجمع تقریب درباره تخریب نماز خانه اهل سنت در تهران

  

 

ادامه نوشته

گفته بودی

 

 

  

گفته بودی

  

----------------

 

 

 

  

۱.

 

گفته بودی

که مرا یاد کنی

تو را یاد کنم

گفته بودی

فراموش کنم

هر که فراموش کند یاد مرا

من که در یاد توام

هر دم و هر بازدمی

از چه فراموش نمودی تو مرا ؟ ...

   

۲.

 

گفته بودی

دل من

دل بشکسته‌ی من

خانه‌ی توست

گر چه ویرانه ، ولی خانه‌ی توست

خانه‌ات از چه رها ساخته‌ای ؟...

  

۳.

 

گفته بودی

که به من

نزدیک‌تری از رگ من

مهر تو بیشتر از مادر من                

مادرم را شکیبایی نیست

بر این حالت من

پس چیست این شکیبایی تو؟...

 

۴.

 

گفته بودی

که ز من خواه

تو هر خواسته را

نمک آشت نیز

علف میشت نیز

من نه آش دارم و نه میش

نیستی مرهمی بر این دل ریش؟...

  

۵.

 

گفته بودی

که صدایم بزنی

می‌دهم پاسخ تو

نیست گاهی که صدایت نزنم

یا سکوت است

یا پژواک صدا، پاسخ تو؟...

 

 

ایام زمان

 

 

آرامشی ژرف

 

 

  

آرامشی ژرف

 

--------------

 

 

  

 

جنگلی سبز تیره

سر کشیده بر آسمان آبی بی ابر و بی آفتاب

فرو برده دامن در کبودی آب

نسیمی خنک از دریایی

با موج‌هایی نرم و کوتاه

خش خش برگ‌ها

مهی لطیف و سپید و پیوسته

پهن در هر جا

و در این میانه تو گاه

چشم دوخته بر نقشی از پرواز

مانده از پرنده‌ای

در گوشه‌ای دور از آسمان

یا خیره بر خطی

از راه پر شتاب یک ماهی

بر صورت دریا

گاه نیز چشم فروبسته

غرق در سبزی جنگل

رها از دیروز

آسوده از فردا

روز را شب می‌کنی

بی بیم و بی اندوه

بی میل و بی شادی

آرام و تنها

در عمق آرامشی ژرف.        

 

 

دوشنبه یکشنبه؛ ۸ مرداد ۱۳۹۱- رمضان ۱۴۳۳

 

 

فرو مایگی

 

تکرار آنچه دسترس گرديد از محذوفات این تارنما که نقص فنی پیش آمده در " بلاگ فا" پیش آورد.

 

فرو مایگی

 

قال رسول الله (ص):

زمانی به مردم رسد که راست گو را تکذیب کنند و دروغگو را تصدیق کنند و امین را

خائن شمارند و خائن را مومن پندارند و مرد بی آنکه شهادت از او خواهند شهادت

دهد و بی آنکه قسم از او خواهند قسم خورد

و خوشبخت ترین مردم فرومایه پسر فرومایه باشد

که به خدا و پیغمبرش ایمان ندارد.

 

(نهج الفصاحه ، حدیث ۲۳۶۶)

 

وه چنان تلخ است ما را روزگار

انگبین در کاممان چون زهر مار

 

کو تسلایی به جز از یاد مرگ

در همه این زندگی یا کارزار

 

قال رسول الله (ص) :

روزگاری به مردم بیاید که مومن از بزش خوارتر باشد.

 

(نهج الفصاحه ، حدیث ۳۲۰۶)

 

قال رسول الله (ص):

روزگاری به مردم رخ نماید که مرد میان بی عرضگی و نادرستی مخیر شود هر که در

آن روزگار باشد باید بی عرضگی را بر نادرستی ترجیح دهد.

 

(نهج الفصاحه ، حدیث ۱۷۵۲)

  

 

راست گفتی ای امین راستی

از بزش مومن بگیرد کاستی

 

بین بی عرضه‌ گی و ناراستی

توزما بی عرضه‌گی را خواستی

 

فرو مایگی" در لغت نامه ها و فرهنگ واژه های های رایج زبان فارسی ، "پستی" ، "رذالت" ، "ناکسی" ، "دنائت " ، "دونی" ، "خساست"، "خواری" ، "مقابل گران مایه" و مانند آن معنی گردیده است.

 

فرو مایه نیز "دون" ، "پست" ، "خسیس" ، "مفلس" ، "نادان" ،"بی هنر" ، "وضیع" ،"ناکس" ، "خسی" ، "بدسرشت" ، "خوار" ، "ذلیل" ،"منحط" ،"بد گوهر" و چون آن معنی شده است.

 

"فرو مایگی" را می توان "رذالتی عظمی" یا عنوانی برای مجموعه ای سهمگین از رذایل آدمی شمرد. آدمی در این رذالت عظمی تفرد دارد و انباز با هیچیک از آفریدگان شناخته نیست. زیرا که فرومایگی به آفریده ای تعلق می گیرد که پذیرنده ی "مایه" یا "ماده" یا "بنیاد" یا "اصل" یا "جوهر" یا "عنصر" یا "رکن" یا "ریشه" و مانند آنی می تواند بود که در کاهش یا افزایش آن، اختیار انتخاب دارد و بدیهی است که این انتخاب دارای مراتب است.

 

می توان گفت همان گونه که جمع غفیری از اولاد آدم، آخرین حد افزایش این مایه را دارا نیستند، جمعیت کثیری از آدمی زادگان نیز بالکل فاقد آن نمی باشند. به دیگر عبارت گروه اولیاء یا قدیسین که در اوج برخورداری از این مایه اند و دسته ی اشقیاء و شریران که هیچ از این مایه بهره نبرده اند، در قیاس با انبوه جمعیت آدمیان، بسیار اندکند.

 

اکثریت قریب به اتفاق اعضای جامعه ی بشری، سهمی از این مایه را دارند. هر که بهره اش از این مایه ناچیز باشد فرومایه است و هر چه ناچیز تر، فرو مایه تر.

 

همان گونه که هر که بهره اش از این مایه بیشتر باشد، گران مایه است و هر چه بیشتر، گران مایه تر.

 

آشکار است که این مایه میان آدمیان بالسویه توزیع نگردیده است. بدین معنی که داشته ی نخستین آدمیان از این مایه برابر نیست. بنابراین فراز و فرود این مایه نزد هر کس، با نظر داشت سهم اولیه ی او از این مایه است که سنجیده می گردد و با دیگرانی قیاس می گردد که سهم اولیه ی ایشان نیز از این مایه با سهم او برابر بوده است.

 

و بدیهی است که اندازه ی سهم و بهره ی هر کس از این مایه ، همواره یکسان نیست. در نوسان است و کم و زیاد می شود. جنبیدن های این سهم گاه بسیار فزونی می یابد و حتی ممکن است دارنده ی آن به قرب اوج و جنت اولیاء و قدیسین رسد. گه نیز ممکن است چنان میزان سهم وی از این مایه کاستی گیرد که به ویل اشقیاء و شریران نزدیک شود. نوسان سهم آدمی از این مایه، غالباً تدریجی است و لیکن گاه می شود که ناگهان آهنگی شتابان ساز کند و به یکباره صعودی شگفت انگیز نماید یا سقوطی دهشت آور کند.

 

چگونگی و چند و چون سهم هر کس از این مایه، به "بها بازار" یا محل قیمت گذاری و خرید و فروشاوراق بهادار و کالا یا "بازار بورس" می ماند. بازر بورس تحت تاثیر عوامل مختلف همواره در نوسان است و سهام دار بازار بورس، در معرض افزایش یا کاهش قیمت و سود سهام خود می باشد. گاه می شود که سهامدار این بازار، سود فراوان کسب می کند و گاه نیز زیان می کند و حتی می شود که علاوه بر زیان ، سهم او هیچ شود و سرمایه از کف دهد.

 

ذات این مایه که فرود آن موضوع این نوشتار است را می توان با واژگان ، اصطلاحات و عبارات متعدد و متنوعی چون "شرافت" ، "نجابت" ، "اصالت" ، "بزرگواری" یا همانا « بن مایه ی انسانیت » و غیر آن تعریف کرد. در اینجا از میان این تعاریف، واژه ی "شرافت" که مانوس تر و بیشتر متعارف است، برگزیده می شود. بنا براین "بی شرافتی" معادلی برای "فرومایگی" و "فرمایه" برابر با "بی شرف" می تواند بود.

 

دکتر علی شریعتی، اندیشمند و تکاپوگر شریف جنبش بیداری اسلامی، در رثای "شرافت" چنین آورده است:

 

« ...اگر برای بدست آوردن پول مجبوری دروغ بگویی و فریبکاری کنی، فقیر و تهیدست بمان.

 

اگر برای بدست آوردن جاه و مقامی باید چابلوسی و تملق بگویی، از آن چشم بپوش. اگر برای آنکه مشهور شوی، مجبور می شوی مانند دیگران خیانت کنی، در گمنامی زندگی کن.

 

بگذار دیگران در پیش چشم تو با دروغ و فریب ثروتمند شوند، با تملق و چابلوسی شغل های بزرگی را بدست آورند و با خیانت و نادرستی شهرت پیدا کنند، تو گمنام و تهیدست و قانع باش، زیرا اگر چنین کنی تو سرمایه ای را که آن ها از دست داده اند به دست آورده ای و آن شرافت است.»

 

و در تسلای مصائب شریف ، چنین می آورد :

 

« اگر تنهاترین تنها شوم، باز هم خدا هست ، او جانشین همه ی نداشتن هاست. نفرین و آفرین ها بی ثمر است. اگر تمامی خلق گرگ هار شوند و از آسمان، هول و کینه بر سرم بارد، تو مهربان جاودان آسیب ناپذیر من هستی. ای پناهگاه ابدی، تو می توانی جانشین همه ی بی پناهی ها شوی.»

 

فرومایگی یا بی شرافتی، به جنسیت اعم از معنای فارسی آن یعنی مرد یا زن و معنای عربی آن یعنی ملیت نیست. به قوم و دین و مذهب نیز نیست. به دانش نیز نیست و به هوش نیز. به غنا و فقر نیز نیست.

 

فرومایه یا بی شرف، نه شاخ دارد و نه دم. فرومایه ممکن است فرهیخته و دارای مدارک معتبر و مدارج عالی علمی باشد و می تواند جاهل و بی سواد. چنانچه هوشمند باشد ، فرومایگی اش دیرتر معلوم می گردد و چنانچه کودن باشد، فرومایگی اش مشهود است. فرومایه می تواند سخنور باشد و لفاظ و می تواند الکن باشد و ساکت. فرومایه می تواند عالیجاه باشد و می تواند فرومانده.

 

لیکن هرچه هست، دروغگو ست. بی شرم است. مزور و بخیل است. حریص است. شهوت ران است. در حضور فرادستان چاکر مآب است و چاپلوس و با فرو دستان بد رفتار است و بی مروت. به روی تو لبخند می زند و اظهار ارادت می کند و در دل دشنامت می دهد و از پشت خنجرت می زند. روا و ناروا در خواسته نمی بیند و حلال و حرام برایش بی معنی است. دلش سفت است و بند تنبانش شل. و قص علی هذا.

 

خصلت بارز فرومایه، بی اخلاقی است و همانا فرومایه بی شرافت است.

 

فرومایه فقط شاهی ماردوش در اسطوره ها نیست که مغز جوانان خوراک مارانش بود، یا رباخوار یهودی ونیزی در داستان ها، که غرامت تاخیر وام را گوشت تن وام خواه تعیین می کرد. فرومایه دور نیست؛ می تواند خویش و رفیق و همکار و همراه باشد. جرثومه ی فرومایگی درون و بیرون ما پراکنده است و به محض یافتن مجال ، هر آن می تواند آدمی را مبتلا نماید. نویسنده و خوانندگان این نوشتار را نیز.

 

آدمی زاده در معرض ابتلا به فرو مایگی است ،کمی تا قسمتی. و چنانچه خدایش یاد نکند و به خود نیاید، ای بسا به حضیض فرومایگیِ کامل سقوط نماید.

 

از حضرت حق عاجزانه می طلبیم که از لغزش ها ما را محافظت نماید. چنانچه لغزیدیم، دستمان را گیرد و بلندمان نماید و نگذارد تا با لغزش ها درغلطیم و در فرومایگی فرودآییم و فرورویم.

 

آمین یا رب العالمین. آمین یا ارحم الراحمین. آمین یا الله.

 

  

 

 

 

 

در دیار خواجگان

 

 

در دیار خواجگان

   

 

  خواجه محمد بهاء الدین نقشبند

 

آرامگاه حضرت خواجه محمد بهاء الدین نقشبند مشهور به خواجۀ نقشبند و  شاه نقشبند؛ بنیانگذار طریقت نقشبندیه . رحمه الله علیه. ( 718 - 790  یا 791 هق. ) حومۀ بخارا ( دیۀ  کوشک هندوان که بعدها به یاد خواجه کوشک عارفان یا قصر عارفان خوانده شد).

 

                                                                          

 

  

 

  

ازبکستان- حومۀ بخارا ؛ خرداد ماه 1392.

 

  

 مولانا یعقوب چرخی نقشبندی

  

 

مسجد جامع و آرامگاه مولانا یعقوب چرخی نقشبندی ( ... - ۸۵۱ هق ) از شاگردان بی واسطه و برجستۀ   

 

خواجه محمد بهاءالدین نقشبند بخاری.رحمه الله علیهما .

 

  

 

                                                                      

 

  

 

  

  

 

 

  

 

   

 

تاجیکستان – حومۀ دوشنبه ؛تیر ماه 1392

 

 

 

 

حدیث فتح  قسطنطنیه

 

 

 

تکرار آنچه دسترس می گردد

از محذوفات این تارنما

که نقص فنی پیش آمده در " بلاگ فا" پیش آورد.

 

 

 

حدیث فتح  قسطنطنیه

  



                                 

                                                           


 
 حَدَّثَنَا
عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي شَيْبَةَ ، قال عبد الله بن أحمد : وَسَمِعْتُهُ أَنَا مِنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ

مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي شَيْبَةَ ، قَالَ : حدَّثَنَا زَيْدُ بْنُ الْحُبَابِ ، قَالَ : حَدَّثَنِي الْوَلِيدُ بْنُ الْمُغِيرَةِ الْمَعَافِرِيُّ ، قَالَ :

حَدَّثَنِي عَبْدُ اللَّهِ بْنُ بِشْرٍ الْخَثْعَمِيُّ ، عَنْ أَبِيهِ ، أَنَّهُ سَمِعَ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ : 

 

 " لَتُفْتَحَنَّ الْقُسْطَنْطِينِيَّةُ ، فَلَنِعْمَ الْأَمِيرُ أَمِيرُهَا ، وَلَنِعْمَ الْجَيْشُ ذَلِكَ الْجَيْشُ " .

 

قَالَ : فَدَعَانِي مَسْلَمَةُ بْنُ عَبْدِ الْمَلِكِ ، فَسَأَلَنِي ، فَحَدَّثْتُهُ ، فَغَزَا الْقُسْطَنْطِينِيَّةَ . 

 

مسند أحمد بن حنبل « مُسْنَدُ الْعَشَرَةِ الْمُبَشَّرِينَ بِالْجَنَّةِ ... » تتمة مسند الكوفيين » حديث بِشْر الخَثْعمي

رقم الحديث: 18565 (حديث مرفوع) .

 

 

 

اانقلاب خاموش ؛ اردوغان محتشم !

 

 

تکرار آنچه دسترس می گردد

از محذوفات این تارنما

که نقص فنی پیش آمده در " بلاگ فا" پیش آورد.

 

 

 

 

انقلاب خاموش؛ اردوغان محتشم!

آنچه در پی می‌آید، یادداشتی با عنوان «انقلاب خاموش، اردوغان محتشم ـ نگاهی گذرا بر گوشه ای از تاریخ تحولات ترکیه جدید» به قلم جناب آقای دکتر محمدحسین امیر اردوش، پژوهشگرحوزه تاریخ جهان اسلام، است. ایشان در این یادداشت با بیان مستنداتی از تاریخ ترکیه به خوبی اسلام‌ستیزی «غرب‌زدگان ترک» را به تصویر کشیده و پیروزی اردوغان در انتخابات ترکیه را نشانه‌ای از اسلام‌خواهی مردم ترکیه و تحولی عظیم می‌دانند که در راه است. شایان ذکر است انتشار مطالب اساتید و صاحب‌نظران ارجمند توسط این پایگاه به معنی پذیرش کامل دیدگاه‌های ایشان نمی‌باشد. پایگاه «پیشینه» (عبرت‌پژوهی تاریخی) از نظرات دانش‌پژوهان در قالب پیشنهاد (کامنت)، یادداشت، مقاله و … دربارۀ تمامی مطالب منتشرشدۀ خود استقبال می‌کند.

انقلاب خاموش؛ اردوغان محتشم!

 

نگاهی گذرا بر گوشه ای از تاریخ تحولات ترکیه جدید

دکتر محمدحسین امیر اردوش

بر کسانی که با دوران جمهوریت ترکیه یا به عبارتی دیگر تاریخ جمهوری ترکیه آشنایند، اگرچه سطح این آشنایی اندک نیز باشد، پوشیده نیست که در حدود یک دهۀ اخیر چه تحولات شگرفی در تمامی جنبه‌های این کشور رخ داده است و هرچه این آشنایی ژرف‌تر باشد، ژرفا و گسترۀ این تحولات شگرف، شگفت‌آورتر می‌گردد. تأملی بر این تحولات شگرف بی‌فایده نمی‌تواند باشد.

حزب اسلام‌گرای «عدالت و توسعه» به رهبری رجب طیب اردوغان در این دهه، با تکیه بر تجربۀ چندین دهه احزاب سلف این حزب به رهبری مرحوم استاد نجم‌الدین اربکان، نظام و جامعه‌ای را که غرب‌گرایان اسلام‌ستیز در سال ۱۹۲۳م بر ویرانه‌های امپراتوری عثمانی در سرزمینی که «ترکیه» نامیده شد بنیان گذاردند و در سال ۱۹۲۴م با الغای خلافت اسلامی آن را تکمیل نمودند، چنان از درون استحاله داد که می‌توان گفت «انقلابی خاموش» در ترکیه چهره بسته است.

 

ادامه نوشته