به مناسبت فرخنده احياي مسجد ايا صوفيا ؛ گوشه ای از درس گفتاری از این کمینه - ایام زمان -
به مناسبت فرخنده احياي مسجد ايا صوفيا ؛
گوشه ای از درس گفتاری از این کمینه - ایام زمان -
محمد دوم ؛ فاتح (دوره نخست سلطنت: 848- 850 / 1444-1446 .
دوره دوم سلطنت : 855 – 886 / 1451 - 1481)
فتح قسطنطنيه (856 / 1435 )
بي ترديد در ميان اقدامات مهم و متعدد محمد دوم آنچه كه برجستگي نام وي را جاودان ساخت همانا فتح قسطنطنيه پايتخت ديرينه سال بيزانس يا روم شرقي بود.
تمهيدات محمد دوم براي فتح قسطنطنيه :
- منفعل ساختن قدرت هاي مسلمان و مسيحي كه دخالتشان مي توانست بر مسير فتح قسطنطنيه تاثيرگذار باشد.
- درآوردن لشگر يني چري از نظارت خليل چندرلي صدر اعظم كه با نقشه تسخيز قسطنطنيه مخالف بود ، به زير نظر خود .
- ساختن قلعه "روملي حصار" كه بغاز كسن خوانده مي شد ، به معناي برنده گلوگاه ، در ده مايلي شمال شهر ؛ در ساحل اروپايي بوسفور ( مقابل آنادولو حصار: آناطولي حصار ، كه بايزيد اول حدود 50 سال قبل بنا نهاده بود ) كه منجر به قطع ارتباط بيزانس با درياي سياه مي گرديد .
به نظر مي آيد كه در پس ملاحظات سياسي ، نظامي و اقتصادي براي فتح قسطنطنيه ، همانگونه كه شاو مي نويسد "روياي استقرار يك امپراطوري جهاني وجود داشت كه مركز طبيعي آن قسطنطنيه باشد. طي قرون متمادي آمال مسلمانان در برقراري يك حاكميت جهاني با تسخير پايتخت بيزانس توإم بوده است." ناگشوده ماندن اين پايتخت افسانه اي ، دل و ذهن مسلمانان را كه از آغازين سال هاي دوران فتوحات ، درانتظار گشودن آن چون ديگر شهرهاي بخش عظيمي از دنياي متمدن آن زمان بودند به خود مشغول داشته بود تا آنجا كه نظريه پردازان بلند نامي چون كندي و ابن خلدون گشوده شدن آن را به مهدي موعود ( عج ) نسبت داده بودند. اهميت فتح قسطنطنيه براى جهان اسلام كه با آغاز فتوحات اسلامى در كانون توجه غازيان مسلمان قرار داشت را مى توان در حديث منسوب به پيامبر(ص) راجع به فتح اين شهر متروپل دريافت : " لتفتحن القسطنطنيه فلنعم الامير اميرها و لنعم الجيش ذلك الجيش". اين حديث در لوحي بر بالاى يكى از درهاى مسجد اياصوفيا (كليساى سن صوفى) نصب شده است.
محاصره شهر حدود 45 روز به طول انجاميد و پس از آن تقريباً در چند شبانه روز شهر فتح شد (856 / 1435 ).
ناوگان عثماني ، در اقدامي متهورانه و اعجاب برانگيز توانست كه شماري از كشتي ها را از تپه غلطه ( گالاتا ) بالا بكشد و سپس آن را در "شاخ زرين" (شاخابه بوسفور به طول تقريباً 8 كيلومتر كه به جهت زيبايي نام زرين گرفته) به آب اندازد.
كنستانتين پالئولوگ ، آخرين امپراطور، در حصارهاي شهر به قتل رسيد چون محمد باخبر شد دستورداد تا جسد وي را بيابند و بدان اداي احترام كرد. چون محمد دوم بر كاخ نيم ويران امپراطوري روم گذشت ابياتي (رباعي) فارسی ( که گویا منسوب به انوري ؛ شاعر بلند نام ايراني است ) برلب آورد :
چشم عبرت را ببين و حال شاهان را نگر
تا چسان از گردش گردون گردان شد خراب
پرده داري مي كند بر قصر قيصر عنكبوت
بوم نوبت مي زند بر طارم افراسياب
وي بنا بر سنت ، در كليساي سن صوفي ، نماز به جاي آورد و آن را به مسجد اياصوفيا تبديل ساخت .
اگرچه شايد فتح قسطنطنيه براي محمد اهميت راهبردي چنداني دربرنداشت چون عثماني ها پيش از آن توانسته بودند بي آنكه از قسطنطنيه بگذرند به داخل اروپا راه يابند . ليكن فتح اين شهر، براي هميشه احتمال تجديد حيات بيزانس و راندن تركان ار اروپا و آسياي صغير را براي اروپائيان منتفي ساخت.
به هر رو به گفته شاو " در اختيار داشتن يك مركز بزرگ تجاري، اداري و نظامي روند يكسان سازي فتوحات سلطان را در امپراطوري عثماني و نظارت بر آن ها و دفاع از آنها را تسهيل مي كرد؛ در عين حال نظارت بر آب راه هاي بين درياي سياه و مديترانه بدين معني بود كه گلوگاه تجارت اروپا با سرزمين هاي شمال و شرق در اختيار عثماني قرار مي گرفت و ازاين راه درآمد سرشاري كسب مي كرد. فتح قسطنطنيه عثماني ها را درمقام وارثان سنن امپراطوري قرار داد زيرا اين شهر بار ديگر به صورت مركز يك امپراطوري وسيع درآمد."
دنباله هاي بيزانس
محمد دوم ، دنباله هاي امپراطوري بيزانس در جنوب شرقي اروپا؛ شامل شبه جزيره موره و شهر ديرينه سال آتن را در سال هاي 863 – 865/ 1458 – 1460 و در آسياي صغير، امپراطوري كومنني طرابوزان كه در نبرد صليبي چهارم ( كه بيشتر نبرد صليب با صليب بود ! ) ، توسط خاندان كومننوس ، ايجاد گرديده بود را به امپراطوري عثماني ملحق نمود(886 / 1461) .
داود كومننوس آخرين امپراطور طرابوزان ، حدود 2 سال در تبعيدگاه مجلل "سزر" به سر برد . با افتادن نامه اي از كاترينا (دسپيناخاتون) دختر كالويوانس – كالوژان - ( Kalos Ioannes ) ؛ امپراطور پيشين و همسر اوزون حسن آق قويونلو به عمويش ، امپراطور تبعيدي ؛ داوود كومننوس ، به دست سلطان ، مبني بر اعزام يكي از فرزندانش ، يا الكسي برادرزاده اش به نزد دسپينا خاتون ، ، همراه با خانواده اش ، در قلعه ادرنه حبس و پس از هفت ماه گردن زده مي شوند .
نبرد ترجان؛ اتلق بلي(اتلوق بلي)
رويارويي محمد دوم با اوزون حسن آق قويونلو ، تقابلي گريز ناپذير بود . محمد دوم پيش از مصاف با اين رقيب گردن كش تركمان ، كه از سوي رقباي مسلمان و قدرت هاي مسيحي نيز حمايت مي شد ، انجام تمهيداتي براي ايمن سازي غرب امپراطوري ، پيش از عزيمت به شرق را لازم مي ديد . مانند پيشنهاد غافل گير كننده صلح به جمهوري ونيز و يا اغفال مجارستان ، با وعده انعقاد صلح با آن كشور پس از پايان نبرد با دولت به يكباره فربه شده آق قويونلو ( به دنبال غلبه نامنتظره و پي در پي اوزون حسن بر جهان شاه قره قويونلو و ابوسعيد گوركاني ) .
رويارويي سلطان عثماني با پادشاه آق قويونلو يا به تعبيري ترك بزرگ با ترك كوچك، در اتلق بلي ترجان ( از نواحي ارزنجان ) روي داد ( 877 / 1472) . پيش از آنكه جنگجويان اعزامي از دولت شهر تجاري جمهوري ونيز همراه با سلاح هاي پيش رفته آتشين بتوانند به ياري متحد خود ، امير تركمان در نبرد مشاركت جويند ؛ هنگام نبرد كشتي هاي حامل ايشان در كرانه هاي شمال شرقي درياي مديترانه شناور بود.
نتيجه نبرد ، هزيمت سپاه آق قويونلو بود . امير تركمان به سختي توانست جان از مهلكه به در برد . سلطان نيز عليرغم ترغيب پاره اي از فرماندهانش مبني بر تداوم فتوحات به داخله سرزمين هاي ايران ، به تعقيب اوزون حسن و تداوم فتوحات شرقي دست نيازيد .
از جمله از ديگر اقدامات مهم نظامي – سياسي محمد دوم مي باشد:
- تسخير تقريباً تمامي قلمرو قرامانيان( 873 هجري) . در واقع ، فاصله ميان نبرد ترجان( 877 هجري) ، كه دو شاهزاده متواري قراماني ؛ پير احمد و قاسم بيگ ، پناهنده به طرف مغلوب آن ( اوزون حسن ) بودند و پايان رسمي عمر سلسله قراماني در 888 جري . در عهد بايزيد دوم ، چيزي جز دوران احتضار پيش از مرگ نبود.
- انضمام صربستان به استثنتاء شهر و پايگاه نظامي بلگراد كه به صورت مانعي برسر دستيابي او بر مجارستان درآمده بود. بلگراد ، بعدها توسط بلند نام ترين نواده او سليمان محتشم فتح گرديد ( 927 / 1520) .
- انضمام بوسني . به نوشته لرد كين راس ، استفان ؛ آخرين شاه بوسني عليرغم شرط حفظ جان براي تسليم ، به فتوا و دست روحاني ايراني يا به دست خود محمد دوم گردن زده مي شود .
- تسخير آلباني پس از مرگ اسكندر بيگ ، قهرمان مقاومت آلباني كه پاپ او را "قهرمان مسيحيت" نام نهاده بود . از سال 873/1468 تا پايان سال 883/ 1478 تمامي خاك آلباني به صورت ايالتي عثماني سازمان دهي شد.
- تثبيت سيادت و تحكيم نظارت عثماني بر تاتارهاي كريمه – قرم – . اين سيادت و نظارت به مدت سه قرن ادامه يافت و خان هاي كريمه نه فقط پايگاه ديگري براي تسلط عثماني بردرياي سياه فراهم آوردند، بلكه بطورمنظم مردان كارآزموده جنگي در اختيار امپراطوري مي گذاشتند خان هاي كريمه به صورت مهم ترين سپر دفاعي عثماني ، توانستند روس ها را به مدت دو قرن ديگر از درياي سياه دور نگاه دارند .
- واداشتن جمهوري ونيز ، قدرتمندترين نيروي دريايي اژه و مديترانه شرقي ، به صلحي مطلوب عثماني ، پس از جنگي 16 ساله (884/ 1479 ).
پيروزي بر بزرگترين قدرت دريايي درمديترانه شرقي محمد را تشجيع كرد كه دو هدف دريايي ديگررا نيز تسخير كند:
1. فتح جزيره رودس .
2. فتح شبه جزيره ايتاليا .
محمد دوم ، گديك احمد پاشا ، را براي انجام اين دو ماموريت منصوب نمود .
در سال 884 / 1479 رودس تحت محاصره در آمد . نيروي ديگري نيز در جنوب ايتاليا پياده شد ؛ " رم به هراس افتاد و پاپ تصميم گرفت كه همراه با بيشتر جمعيت شهر بگريزد" پيش از اين نيز در سال 882/ 1472 سرزمين اصلي ايتاليا از سمت راس شبه جزيره مورد حمله قرار گرفته بود و بنا بر گفته لرد كين راس " مجاهدين محمد پيشاپيش به نام الله فرياد " محمد، محمد ، رم رم " را سر داده بودند. نگراني از خطر عظيم متوجه مسيحيت در اين زمان كه " ترك ها پشت دروازه هاي ايتاليا هستند و چنان نيرومند ، چنانكه همگان واقفند. همه جا حتي دردربار دور افتاده انگلستان حكمفرما بود." و همين خطر بود كه ونيزيي ها را به صلح مطلوب سلطان با عثماني واداشته بود(844/1479) .
گديك احمد پاشا درزمستان 886/ 1481 به روملي بازگشت تا نيروهاي بيشتري فراهم نمايد. خبر مرگ ناگهاني محمد فاتح در همين سال محاصره رودس و ادامه فتوحات در ايتاليا را متوقف نمود و لشگريان عثماني به مركز بازگشتند. و البته رودس در سال 929 / 1522 توسط سليمان محتشم فتح گرديد .
نظام ملت
از اقدامات محمد دوم در راستاي قوام ساختار امپراطوري و سامان جامعه عثماني ، ايجاد نظام ملت بود . به گفته شاو " تقسيم بندي جامعه بر اساس گروه بندي هاي مذهبي نظام ملت را بوجود مي آورد، بدين معني كه هرفرد يا گروهي از جامعه براساس وابستگي مذهبي اش به يك ملت خاص مربوط مي شد. شان و مقام اتباع عثماني تنها به عضويت آنان در يكي از ملت ها بستگي داشت. اتباع هر يك ازملت ها معمولاً فقط از طريق رهبران ملت هاي خود با طبقه حاكم برخورد و تماس داشتند و اين رهبران نيز به نوبه خود درباره مسائلي از قبيل رفتار پيروان خود، پرداخت ماليات ها و ساير تعهدات آنان به دولت ، دربرار سلطان و مقام هاي ديگر حكومتي مسئول بودند" .
پيشينه نظام ملت به پيش از محمد دوم و امپراطوري عثماني بازمي گردد." تقسيم بندي اتباع جامعه به اجتماعات مذهبي اقدامي نبود كه تنها در ميان عثماني ها مرسوم بوده باشد". اين سنت درامپراطوري هاي خلفا و امپراطوري هاي قرون وسطاي اروپا و رومي ها و ....نيز كمابيش متداول بود. عثماني ها جزئيات چندي را به اين نظام افزودند و خدمت اصلي آنان " نهادي كردن و تنظيم اين نظام به صورت بخشي از ساختار دولت و همچنين جامعه بود". اين نظام تا سده 14 هجري / 20 ميلادي برقرار بوده و نمادهايي از آن چون مدارس، بيمارستان ها ، هتل ها ، غذاخوري ها ، آسايشگاههاي سالمندان و ...نيز تا كنون پا برجاي است.
تقسيم بندي نظام ملت :
1. ملت مسلمان
2. ملت ارتدكس (ملت صديقه) ، به رهبري بطريق يوناني، اسلامبول (فنار) . بطريق قسطنطنيه با تشريفات تمام منسوب مي گرديد. او مي بايست مورد تاييد سلطان باشد به درجه پاشايي با نشان سه طوق (دم اسب) مفتخر مي گرديد.
3. ملت يهود به رهبري ربي بزرگ اسلامبول (خاخام باشي) (منشور قانوني ظاهراً تا سال 1255 / 1839 اعطانشد) .
4. ملت ارمني - محمد دوم ، اسقف ارمني بورسا را دعوت كرد و به مقام بطريق يا سراسقف كليساي ارمني گماشت.
منافع روساي ملت ها ، به ويژه ارتدكس وارمني با منافع سلطان گره خورد.
نظام ملت دو ويژگي شاخص داشت : كه بنا بر ديدگاه هاي مختلف مي تواند هريك ايجابي يا سلبي برآورد شود :
1- سرشت دمكراتيك نظام ملت در عصر امپراطوري عثماني تاثير قوام و تداوم دهنده داشت و براي قرن ها از اراده جمعي جدي اقوام براي جدايي از امپراطوري جلوگيري كرد.
2- نظام ملت مانع هضم ديگر ملت ها در ملت اسلام و هضم ديگر مسلمانان در تركان شد .
...
وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ