رفوگری تاریخ

؛

« امحاء و تدوین » ، «امحاء و تطهیر»

 

متاسفانه عرصه مجادلات مذهبی در تاريخ اسلام، جداي دیگر آفاتش، گرفتار دو آفت بزرگ است که اين كمينه یکی را آفت « امحاء و تدوین » و دیگری را آفت « امحاء و تطهیر» نام گذارده ام. مدت هاست که قصد نگارش نوشتاری بلند در خصوص این دو آفت  را دارم. باشد که خداوند همت و فرصتي ارزانی نماید که این مقصود به مقصد رسد. ليك مناسب ديدم كه تا فراهم آيي همت و فرصت  كه احتمال هست فراهم نشود، به اين نوشتار كوتاه بسنده گردد.

آفت « امحاء و تدوین » بیشتر خاص جدال گران مذهبی متعصب شیعی و آفت « امحاء و تطهیر » بیشتر مختص جدال گران مذهبی متعصب سنی است كه هر دو گروه تاريخ اسلام را به ميل خود رفو مي كنند.

گروه نخست هر آنچه از تاریخ اسلام  را كه خوش آیندشان نباشد و با باورهایشان موافق نيست را امحاء نموده و حکایت جدیدی را تدوین می کنند. برای مثال این تدوین گران حضرت خدیجه (ع) را هنگام ازدواج با پیامبر (ص) باکره دانسته و پیشینه ایشان را بالکل دگرگون می سازند، حتی فرزند ایشان از شوي نخستين از دو شوی سابقشان (ابی هاله هند بن زراره تمیمی) که هند نام داشت و در رکاب امام علی (ع) در نبرد جمل به شهادت رسید را منکر شده و یا خواهر زاده ایشان می نمایند. گاه دختري جز حضرت فاطمه زهرا (ع) براي پيامبر (ص) نمي شناسند و منكر سه دختر ديگر ايشان مي شوند تا افتخار دامادي و لقب ذوالنورين را از عثمان (رض) بستانند. گاه ابوبكر(رض) را يار ناهمراه غار پيامبر مي شناسانند و گاه مدعي مي شوند اويي كه با پيامبر در غار بود، ابوبكر بن ابي قحافه نبود و كسي ديگر بود. ازدواج پيامبر(ص)  با عايشه(رض) و حفصه(رض) را از سر ناچاري مي نمايانند و ازدواج ام كلثوم (ع) دخت امام علي(ع) و حضرت فاطمه زهرا (ع)، با عمر بن خطاب (رض) را تكذيب كرده و گاه مي گويند كه وي جنيه اي بوده از يمن و گاه مي گويند ربيبه خانه امام علي بوده و اصلاٌ منكر دختري از آن دو بزرگوار به نام ام كلثوم مي گردند. با فرو گذاردن آيات و روايات و وقايع مسلم تاريخي در باره جان فشاني هاي ياران پيامبر براي اسلام، داستان هاي بي مايه اي چون "صحيفه ملعونه" تدوين مي كنند. نمونه های بسیاری از این دست حكايت هاي مسخره امحا و تدوین براي رفو گري تاريخ اسلام به ميل اين گروه می توان جست که بماند برای آن نوشتار محتمل الحدوث. ان شا الله.

گروه دوم نیز هر آنچه از تاریخ اسلام خوش آیندشان نیست و با باورهایشان موافق نمی باشد را امحاء نموده و نقش آفرینان را تطهیر می کنند. به مانند آن كه مي گويند خالد بن وليد قصد كشتن مالك بن نويره را نداشت و چون هوا سخت سرد بود گفت: : «ادفئوا اسراكم»؛ اسيرانتان را گرم كنيد، گماشتگانش پنداشتند كه فرمان به كشتن اسيران داده است زيرا كه " ادفاء" در گويشي از عربي معناي كشتن مي داد و با اين وجود از تطهير خالد در گرم كردن خود با ام تميم  بيوه مالك در همان شب در مي مانند. يا شواهد مسلم تاریخی را امحا می کنند و ده ها توجیه عجیب و غریب می نمایند تا تمامی حکایاتی که به شورش مدینه و قتل خلیفه سوم راشد (رض) و برپایی جنگ جمل و تبعات آن بیانجامید را تقصیر یک یهودی یمنی به نام ابن سبا بیاندازند. نقشی که ایشان به گردن ابن سبا انداخته اند، بیشتر از تمامی مساعی مزدوران اینتلیجنت سرویس، سیا، كا. گ. ب. و موساد عليه مسلمين تاثيرگزار بوده است و متوجه نیستند  كه برای تطهیر شخصیت های نقش افرین در این حکایات، به شعور تمامی اهل البیت (ع) و صحابه (رض) توهین می کنند. گویی بزرگان صدر اسلام عروسک های خیمه شب بازی اند که این یهودی یمنی آنان را هر گونه كه مي خواست می چرخاند و تمامی مسلمانان، کودکان داستان فرنگی "ني نواز هاملن" اند که با موسیقی نی جاودگری، بی اختیار دنبال او راه افتاده اند. معاويه را در قضيه استلحاق زياد چنين تبرئه مي گنند كه حديث «الولد للفراش و للعاهر الحجر» را نمي دانسته است و گاه با دست آويزهايي بي مايه تا تطهير يزيد از فاجعه كربلا پيش مي روند و از اين دست داستان هاي شرم آور امحاء و تطهير براي رفو گري تاريخ اسلام به ميل اين گروه بسيار بافته شده است که بماند برای آن نوشتار محتمل الحدوث. ان شا الله.

 

- ايام زمان -