تکرار آنچه دسترس می گردد

از محذوفات این تارنما

که نقص فنی پیش آمده در " بلاگ فا" پیش آورد.

 

 

درس‌گفتارها

  

 

بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی سیدنا و مولانا محمد

و آله الاطهار و صحبه الابرارو من دعا بدعوته الی یوم القرار

 

 



  

دوران پس زمینه های اسطوری و تاریخی پیش از ظهور اسلام

  

تولید ادبیات مکتوب در یونان باستان را می توان آغازی بر این دوران شمرد. خصوصیت خاص این دوران، پایان روشن آن یعنی ظهور دین مبین اسلام است. مسأله تقابل و تعامل اسلام و غرب و به دیگر تعبیر شرق و غرب از دوره عقب ماندگى جهان اسلام، به تدريج پس از آشكار گرديدن اين وضعيت بر دو طرف، از سده دوازدهم هجرى (هجدهم ميلادى)، سهم انبوهى از توجه انديشمندان و سياستمداران را در سطوح مختلف اجتماعى و با گرايش هاى متفاوت انديشه اى در شرق و غرب به خود تخصيص داده است و تا امروز (و احتمالا تا ساليانى دور پس از امروز) موضوع پژوهش هاى متعدد و متنوعى بوده است كه در قالب گزارش ها، مقالات و كتاب ها به صورت عمومى و يا محدود عرضه گرديده و مى شود.

از آن روى كه ناگزير تمامى اين پژوهش ها در چارچوب رويارويى مدنيت هاى شرق و غرب و به ويژه تمدن و فرهنگ اسلامى و اروپاى مسيحى (بديهى است كه مقصود از اسلام و مسيحيت در اینجا، بيشتر مفهوم تاريخى و تمدنى است تا دينى و مذهبى صورت مى پذيرد، قهراً پژوهشگر وارد فضايى سنگين از ستيزه هاى متراكم ديرپا فيمابين شرق و غرب مى شود كه بى هيچ انقطاع تا به امروز تداوم داشته و گويى تمايلى به تاريخى شدن به معناى تعلق به گذشته ندارد. و در اينجاست كه اين مسأله خود به خود به صورت جزء اصلى مساله اى كشدار و مشهور موسوم به "مسأله ى شرق" مى گردد، پاره اى به دنبال ديرينگى اين ستيز تا سروده هاى هومر (Homer) شاعر يونان باستان پيش مى روند و جالب آنكه گرانيگاه حوزه جغرافيايى آن نيز منطقه اى تعيين مى گردد كه در آن اسلامبول واقع است.

به گفته عبدالهادی حائری « بطور كلى و از گذشته اى دور پيوند ميان جهان خاور با جهان باختر چندان دوستانه نبوده و اصولا ستيز ميان فرهنگ هاى اروپايى و آسيايى عمرى دراز داشته و در تاريخ باستان قابل رديابى است و حتى يكى از نويسندگان دايرة المعارف بريتانيا ريشه هاى "مسأله ى شرق" را در همان رشته ستيزها ديده است. يكى از تاريخگران مى آورد كه با نگاهى به نقشه ى آسيا و اروپا و" مطالعه در موقع و وضع جغرافيايى اين دو قاره و در نظر گرفتن راه ارتباط آنها كه همان تنگه هاى بسفر و داردانل و درياى سياه و درياى اژه باشد" مى توان ريشه "مسأله ى شرق" رادر همان حوزه جغرافيايى دريافت.به نوشته وى آثار هومر شاعر يونانى نمايانگر "يك دست زد و خوردهاى اقتصادى است كه از قديم الايام در حوالى تنگه ها و درياى اژه به وقوع پيوسته" و " مقصود اصلى از اين مجادله ها شايد نجات غرب از بار تسلط شرق بوده است» (عبدالهادى حائرى، نخستين رويارويى هاى انديشه گران ايران با دو رويه ى تمدن بورژوازى غرب، صص51 52 ).

گاه نیز رویارویی میان غرب و شرق در زمانه ما، " امری دیر آشنا Déjà vu " ( آشنا پنداری) تعریف می گردد که « نشان از اوضاع و احوال ریشه دار جغرافیایی تاریخی و ساختاری دارد ... شاید بتوان این تقابل را ادامه یک "نبرد" باستانی و کلاسیک میان اروپا و آسیا دانست. موضوعی که اشیل[ یونانی :آیسخولوس ، فرانسوی: Eschyls ، انگلیسی: Eshilus ، به ظاهر متولد سال ۴۷۲ پ. م.، یک از سه درام نویس بزرگ یونان - دو دیگری : سوفوکل و اوریپید - که پایه گذار سبک تراژدی در ادبیات یونان شمرده می شود. وی در جنگ های ایران و یونان سرباز بوده و گویا در نبردهای مارتون (ماراتن Marathon ؛ نام محلی در یونان آن روزگار که در آن جای یونانی ها در جنگ با ایرانیان در سال ۴۹۰ پ. م. پیروز شدند در دوران داریوش اول) و سالامیس( نبرد دریایی ایرانیان با یونانیان در سال 480 پ. م. ، در عهد خشایارشا جانشین داریوش اول که ایرانیان شکست خوردند) حاضر گشته است.] در نمایشنامه ایرانیان [ حکایت هجوم خشایارشا؛ شاهنشاه هخامنشی به یونان] به توصیف آن پرداخته است » (فرانکو کاردینی، تاریخ روابط اسلام و اروپا ( تاریخ سوء تفاهمات و پیش داوری ها)، ترجمه بهاءالدین بازرگانی گیلانی، صص 14 - 15)

بديهى است كه در چنين فضايى، دستيابى به پاسخ هايى نيالوده به پيش داورى هاى فرهنگى و اعتقادى و يا فاقد بار سمت گيرى هاى سودجويانه ى سياسى و اقتصادى دشوار مى باشد.فضايى خصمانه كه در آن گذشته از عمله استعمار و انديشه فروشان حرفه اى، انديشه گران محترم غرب نيز در داورى هاى خود نسبت به فرهنگ و تمدن خودى و غير، بى رسمى ها نشان مى دهند.

بخش تاریخی این دوران که البته رها از بار اسطوره نیز نیست، بیشتر در تقابل ها و تعامل های یونان و وارث آن روم با حاکمیت های باستانی ایران، بروز و ظهور پیدا می کند.

ادعایی رایج در غرب، برای تمدن و فرهنگ غربی، دو آبشخور اصلی تعریف می نماید:

- یونان و روم

- یهودیت و مسیحیت.

(این آبشخورها گاه گاه به صورت های دیگری نیز تقسیم می گردد برای مثال "پل والری" « تمدن اروپایی را مرکب از سه عنصر دانسته است، نخست تمدن یونانی ... دوم تمدن رومی ... و سوم مسیحیت ... » (حمید عنایت، سیری در اندیشه سیاسی عرب، ص 65). البته روشن است که در این تقسیم بندی یهودیت همچنان جای دارد و در عنصر مسیحیت مستتر است، همان گونه که کتاب مقدس مسیحیان شامل عهدین است).

جالب آن است که این هر دو آبشخور ادعایی تمدن و فرهنگ غرب یا اصالتی کاملاٌ شرقی دارند، مانند یهودیت و مسیحیت. و یا نیم شرقی هستند و بخش بیشتر آن بیشتر با شرق پیوند دارد تا غرب، مانند یونان و روم شرقی یا امپراطوری بیزانس.

و نیز جالب است که برخی از مشهورترین حکومتگران نخستین امپراطوری جهان، یعنی شاهان هخامنشی، درآبشخور اصلی اول؛ یعنی یونان، مظهر شرارت شناخته می شوند، مانند خشایارشا. در حالی که تعدادی از ایشان در آبشخور دوم، تمجید و تقدیس می گردند مانند کوروش کبیر در عهد عتیق.

یونانیان که فرهنگ و تمدن درخشان ایشان، بسیار مرهون تمدن های کهن تر و ارزشمند شرق، یعنی بین النهرین و ساحل شرقی و جنوبی دریای مدیترانه، بالاخص فنیقیان و مصریان بود، در بسیاری احیان بر قومیت یونانی و بالتخصیص باشندگان شهر آتن تعصب زیاد نشان داده و دچار تبختری آشکار شده بودند و غیر یونانی یا بربر را پست تر از یونانی می شمردند. در دوران معاصر در غرب، بربرِِ عصر یونان باستان که در واقع معنای غیر یونانی یا بیگانه داشت، مانند انیرانی در مقابل ایرانی و یا عجم در برابر عرب، بیشتر بار معنای وحشی به خود گرفت، در مقابل متمدن یا یونانی. و اگر چه بربر عهد یونان باستان بر تمامی بیگانگان و از جمله باشندگان اروپای غیر یونانی و بعدها غیر یونانی و رومی اطلاق می گردید، در غرب معاصر بربر بیشتر متوجه شرقیان و بالتخصیص نزدیک ترین قدرت بزرگ شرقی رویارویِ با یونان یعنی ایرانیان شد. این در حالی است که در پاره ای آثار یونانی و رومی، از ایرانیان به نیکی یاد شده و گاه حتی لحنی ستایش آمیز نسبت به ایرانیان دارد. لیکن در زمانه ما شاهد هستیم که هنر، ادبیات و فنآوری خدمتگزار قدرت های غربی، شرقی ها از جمله تازیان و به ویژه، ایرانیان باستان را به بربریت و شرارت می شناساند ( نمونه مشهور آن فیلم جنجالی 300 ساخته ی هالیوود). در این آثار پادشاه تاریخی ایران؛ خشایارشا به موجود شیطانی - افسانه ای استحاله پیدا می کند. لیکن برای مثال اسکندر مقدونی، انسانی قهرمان، محبوب و غرب پسند ترسیم می گردد.

نبردهای ایرانیان و یونانیان و خلف ایشان رومیان، برخوردهای میان یهودیان و رومیان، ظهور مسیحیت و مناسبت های میان مسیحیت با امپراطوری روم ( پیش و پس از رسمیت یافتن آن 313 م.- و نهایت تبدیل به دین رسمی این امپراطوری ) ، برخورد های مسیحیت حاکم با غیر مسیحیان، مهاجرت ها و هجوم های اقوام کوچنده و غالباٌ نیمه وحشی شرقی و غربی از به اصطلاح نژادهای زرد و سفید به اروپا و بالتخصیص قلمرو روم، اختلافات مذهبی مسیحیت که موجب تفرقه مذهبی در این دین گردید، تقسیم امپراطوری روم به دو بخش شرقی و غربی (395 م.) و ... در شمار مهم ترین و تعیین کننده ترین شاخصه ها و شناسنامه ی این دوران است.

می توان گفت با ظهور اسلام که به سرعت قلمروی ایران باستان را فتح کرد و بر بیشتر قلمرو آسیایی و افریقایی غرب آن دوران، یعنی روم و مهمترین و مقدس ترین شهرهای دنیای مسیحیت چیره گردید، جهان اسلام میراث برِ تمامی نفرت و خصومت غرب آن روزگار نسبت به شرق شد. میراثی که در طول تاریخ تقویت و تشدید گردید و زمانه ما در شمار بزرگترین فرازها و شاید تعیین کننده ترین آن است. شایان ذکر است علیرغم تاریخی بودن این دوران، بر این میراث نیز اسطوره ها سنگینی می کند و افسانه ها سخت با تاریخ درآمیخته اند.