تبليغاتX
لگدکوب خیال

 

شهروندي سر به راه

 

 

در فلسطين

 

خواهران بيوه ام

 

مي زنند كِل

 

در عزاي مردانشان

 

 

داغستان

 

مادرانم داغدار

 

مي زنند بال

 

در سوگ فرزندانشان

 

 

در چب و راست

 

سوخته خانه همسايگان

 

جان قبله اي

 

رايگان، هر جا

 

براي هرجاييان ...

 

   * * *

 

و من در ام القري

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر محمد حسین امیر اردوش در شنبه شانزدهم آبان 1388 و ساعت 3:46 بعد از ظهر |

 

 

امام اعظم ؛ گذری و نظری

 

متن سخنرانی "امام اعظم – گذری و نظری" ، ارائه شده در همایش بین‌المللی "مکالمه فرهنگ ها؛ جایگاه امام اعظم در فرهنگ و تمدن اسلامی" که توسط دانشگاه دولتی باباجان غفور اف خجند، در تاریخ 7/3/1388  برگزار گردید. این نوشتار از سوی مسئولین همایش، علاوه بر درج درکتاب مجموعه مقالات همایش، در نشریه "ورارود" ، شماره 22 ، سال2009 ، نیز به چاپ رسیده است.

 

 

بسم‌الله الرحمن ارحیم

 

سپاس خداوند جهانیان را و سلام و درود ما بر مهترمان محمد و خاندان پاک، و یاران پاک‌باخته‌اش و هر آنکه تا فرجام روزگار به ندای وی دعوت نماید. ندای رهایی و رستگاری فرزندان آدم.

 

با سلام و ادای احترام به جمع گران‌سنگ فرهیختگان گران‌مایۀ حاضر، اندیشمندان، اساتید و پژوهشگران ارجمند و دانش‌جویان و دانش‌پژوهان گرامی.

 

و با اجازت از مسئولین محترم همایش بین‌المللی «مکالمۀ فرهنگ‌ها؛ جایگاه امام اعظم در فرهنگ و تمدن اسلامی»، به ویژه جناب استاد ناصرجان سلیم‌اف ریاست محترم دانشگاه خجند، که فی الواقع اصرار و تأکید جناب ایشان مبنی بر ارائۀ نوشتار یا متن سخنرانی، بای نحو کان در این همایش، موجب تصدیع واقع از سوی اینجانب گردید.

البته دیدار از خجند افسانه‌ای؛ که آن را عروس دنیا خوانده اند، آرزویی بود همیشگی که بحمدالله بدین مناسبت ارزشمند برای نخست بار برآورده گردید.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر محمد حسین امیر اردوش در جمعه بیست و نهم خرداد 1388 و ساعت 12:52 بعد از ظهر |
 

 

 

دوشنبه

 

 

 

شب   فرخنده   میلاد  رحمت

 

کشاندم تا  ورارود باد قسمت

 

 

دوشنبه من رسیدم  شنبه   روزی

 

به نوروز مانده بودش پنج روزی

 

 

دوشنبه شهرکی  ناز آرمیده

 

خمار سایه بر رویش کشیده

 

 

دوشنبه شهر تاجیکان خوش خوی

 

به  مهمان  نور دیده  تاج سر گوی

 

 

همه هم قبله ای  از یک قبیله

 

همه چون یوسف یعقوب  دیده

 

 

ز هر کو  نغمه  مینا  شنوده

 

تو گویی شهر را نیما سروده

 

 

از این جا  می روم  من   دیر  یا زود

 

روان تقدیر ومن  چون  ماهی و  رود

 

 

ولیکن هر دوشنبه یاد افتم

 

که آیا به دوشنبه باز  افتم؟

 

اردیبهشت  1388

 

+ نوشته شده توسط دکتر محمد حسین امیر اردوش در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 8:24 بعد از ظهر |
 

 

راه يا بيراه

 

  

بالاي سر

 

بر درختان دود زده

 

مي خوانند كلاغ ها

 

از مردار خواري دیگر

 

 

زيرپاي

 

در گنداب جوي

 

مي لولند موش ها

 

پی جیفه ای دیگر

 

 

و من

 

در كوچه باغ هاي مه آلود

 

مي زنم پرسه

 

در خيالات به هم ريخته

 

 

كجاست آخر راه؟

 

پرديسي از اشتياق لبريز

 

دوزخي گرسنه

 

يا آغوش خداوند !

 

شايد هم

 

گوري از هيچ پر!

 

 

فارغ از مقصد و راه

 

با توام همراه

 

بادا باد

 

راه يا بيراه

 

 

- ارديبهشت   1385 -

 

+ نوشته شده توسط دکتر محمد حسین امیر اردوش در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388 و ساعت 10:6 بعد از ظهر |
 

 

نیایش

 

 

این روزگار زمهریر

 

سرسره ای است رو به دوزخ

 

ای مهربان

 

دستم بگیر

 

مگذار تا بلغزم

 

 

این روزگار دیجور

 

راهی درشت و دور است

 

ای مهربان

 

دستم بگیر

 

مگذار تا بیفتم.

 

 

سه شنبه، 1 دى، 1383

 

+ نوشته شده توسط دکتر محمد حسین امیر اردوش در جمعه بیست و یکم فروردین 1388 و ساعت 8:55 بعد از ظهر |
 

 

ساعت سعادت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در جايي دور از اين جاي ها

 

از اين هوي و هاي ها

 

آبي آسمان

 

فرو رفته در دريا

 

سبزي دشت

 

فرا رفته بر كوهسار ها

 

رقص و آواز برگ و باد

 

به آهنگ آب

 

در جويبار ها ...

 

* * *

 

آرميدن ساعتي

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر محمد حسین امیر اردوش در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 و ساعت 8:15 بعد از ظهر |
 

 

باتو

 

 

 

     با تو گويي شهسوار قصه ها بوديم ما

 

     غازيان   پاك باز سيره ها    بوديم ما

 

     با  تو دل ها  آسماني  بود آن  روزها

 

     دست  در دستان  ملک ها   بوديم  ما

 

 

+ نوشته شده توسط دکتر محمد حسین امیر اردوش در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 و ساعت 4:29 بعد از ظهر |
 

 

اتحاد اسلامی                                                                      Islamic Unity

 

اندیشه های مبتنی بر ایجاد وحدت در جهان اسلام در قرن 19 به بعد در برابر سلطه غرب

 

- پذيرفته شده در دانشنامه اسلام معاصر-

 

 

"اتحاد اسلام" جنبشی است که در سده سیزدهم هجری / نوزدهم میلادی در جهان اسلام پدید آمد و قریب به یک قرن در این جهان نقش آفرین گشت. در این دوران اتحاد اسلام در زبان های اروپایی، غالباٍُِ تحت عنوان "پان اسلاميسم" *(Pan Islamism) شناخته شده است. عنوان اخیر ("پان اسلاميسم") اصطلاحی ماناتر، مشهورتر و به تدریج مفهومی فراتر از " اتحاد اسلام" یافت.

 

"اتحاد اسلام" جنبشی بود انديشه اى و عمل گرا كه تلاشى گران، فشرده و پراكنده به خرج داد تا با احياء، اصلاح و بيدارى، جهان اسلام را كه در آن دوران مهمترين و معتبرترين واحدهاى سياسى آن، امپراطورى عثمانى * و ايران قاجارى * بودند، توانايى درك دنياى جديد و دفاع از استقلال و صيانت آن در مقابله با سلطه جويى هاى استعمار غرب ببخشد. مهمترين مولفه ها و مقوم هاى جنبش وحدت اسلامى در اين دوران را مى توان وحدت مسلمانان، استعمار ستيزى، اصلاحات * و خلافت اسلامى * شمرد.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر محمد حسین امیر اردوش در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 و ساعت 12:38 بعد از ظهر |
 

 

آسمان با ماست

 

 

 

 

خيبريان   آمده اند   صلیبیان   و  احزاب

 

به  انتقام   از  خاک  و  آب    از  آفتاب

 

 

نه در شهراحمد و نه گرد آن خندق است

 

فوج فوج مرحب و نه پيشمان حيدراست

 

 

 

 

 

غزه ی بي  پناه  و  آتش  و خون

 

خيام   بي  حسين  و دشمن  دون

 

 

جنازه فرشته ها در خانه در خيابان

 

باز حسين  بي سر  افتاده در بيابان

 

 

گفت شيطان  يا مرگ  يا كه خواري

 

بشنيد الموت اولي من ركوب العاري

 

 

ديجور شد  بلند  و  مناره ها   خاموش

 

نيست صبح نزديك ذكر ستاره ها دوش

 

 

چلچله اي پيچيد زمزمه اي برخاست

 

از جاي  خيزيد  كه  آسمان با ماست

 

 

"   نحن   الذين   بايعوا   محمدا

  علي   الجهاد   ما بقينا   ابدا  "

 

 

محرم 1430 / دي 1378

                                                                                               تهران

 

+ نوشته شده توسط دکتر محمد حسین امیر اردوش در شنبه بیست و یکم دی 1387 و ساعت 7:23 بعد از ظهر |
 

 

حكايت اصلاحات در امپراطوري عثماني؛ از ريشه تا لاله

 

 

 

محمد حسين امير اردوش

 فصلنامه تخصصي مسكويه

- نشريه تخصصي گروه تاريخ دانشگاه آزاد اسلامي واحد شهر ري - :

  شماره چهارم، تابستان 1387، ص  5-38 . 

 

 

چكيده

اين نوشتار بر آن است تا با نگاهي پهنانگر به نخستين نشانه هاي حكايت مطول اصلاحات در امپراطوري عثماني، كه توأم متأخرفرايند توأمان انحطاط و اصلاحات در اين امپراطوري است، بپردازد. جريان اصلاحات در عثماني در طبقه بندي اي كلي، به دو نوع نه چندان جدا از يكديگر، تقسيم مي گردد: اصلاحات قديم و اصلاحات جديد. وجه غالب اصلاحات قديم، رويكرد به درون، و وجه غالب اصلاحات جديد، رويكرد به بيرون است. و بيرون در اينجا، چون بيشتر ديگر مباحثي از اين دست، دنياي غرب است. رويكرد متفاوت از نگاه سنتي عثماني به غرب، كه هماره از موضع برتر و نگاهي تحقيرآميز بود، يعني رويكرد غرب گرايانه، از دوران لاله آغاز مي گردد. مي توان گفت شورش خونين و پيروزي كه دوران لاله را فرجام مي دهد، پيش از آنكه متوجه اصلاحات جديد باشد، بوالهوسي هاي فرنگي مآبانه اين عصر را نشانه رفته بود.

 

واژه هاي كليدي: عثمانى، غرب، انحطاط، اصلاحات قديم و جديد، مصطفى قوچى بيگ، حاجي خليفه، دوران لاله، احمد سوّم، ابراهيم متفرقه.

 

مقدمه

 

استحاله آخرين دولتي كه تحت عنوان خلافت بر گستره پهناوري از جهان اسلام؛ در سه قاره، حكم راند، به نخستين دولت لائيك در اين جهان، هماره از جذاب ترين و هم چنين پيچيده ترين بخش هاي تاريخ معاصر اسلام، منطقه و جهان، به شمار مي آيد.

از ميان رفتن امپراطوري عثماني و جايگزيني جمهوري تركيه كه تحولات، تباني ها و نهايتاًٍ معاهدات كوچك و بزرگ و آشكار و پنهان جنگ جهاني اول، آن را رقم زد، چنانچه مهم ترين تبعه اين جنگ جهان گير به شمار نيايد، بي ترديد از مهم ترين تبعات آن است.

مرگ آخرين دولت خلافت و ولادت جمهوري لائيك، فراتر ازصِرِف اضمحلال سلسله اي حكومتگر و جا به جايي آن با سلسله اي ديگر؛ كه تاريخ جهان اسلام آكنده از آن است، ارزيابي مي گردد و مي توان گفت خواست و قرائت قدرت هاي پيروز اين جنگ جهاني - كه تا به امروز وزنه برتر در معادله قدرت را در جهان تشكيل مي دهند-، اعلان رسمي مرگ آخرين امپراطوري خلافت را به مثابه شكست نهايي تمدن اسلامي در ستيزه اي مستمر، كه در زمانه ما " جنگ تمدن ها " ناميده شد، تلقي نمود.

ليكن خواست ها و دست هايي ديگر نيز در كار بود و افتاد، كه به تدريج بطلان تلقي مزبور را اثبات ساخت. از خاكستر آن ققنوس، ققنوس ديگري سر برآورد كه در زمانه ما به " بيداري اسلامي " مشهور است.

به هر روي، اگر چه سرنوشت امپراطوري عثماني در جنگ جهان گير نخست رقم خورد، ليكن مرگ اين معمرترين امپراطوري جهاني، به دنبال احتضاري طولاني رخ داد. طول مدت اين احتضار، يا دوران بلند زوال و انحطاط، پاره اي از زمامداران و بسياري از علاقمندان به اين امپراطوري را به چاره انديشي براي به سامان آوردن امور واداشت. و بدين ترتيب، در كنار دوران بلند انحطاط، عصر بلند مدت اصلاحات نيز پديد آمد.

انحطاط و اصلاحات پا به پاي هم ديگر پيش رفتند وكمابيش بيشترين توفيقشان، خنثي ساختن يكديگر و جلو گيري از سلامت و يا مرگ امپراطوري و تداوم دوران احتضار بود.

مي توان گفت از مهم ترين عوامل بنيادين ناكامي اصلاحات، چشم دوخت و داشت بسياري از اصلاح طلبان به غرب بود. عوامل ضعف و زوال امپراطوري فقط مدلول دلايل دروني نبود. و در بسياري جهات، معلول علت‌هاي بيروني بود. بيرون از امپراطوري، غرب در انتظار زوال اين خصم گرد پير، دست به كار تامين زياده خواهي‌هاي استعماري خود بود. و اين غرب، همان جايي بودكه پاره اي از اصلاح طلبان متنفذ و موثر متاخر امپراطوري، براي معالجه "مرد بيمار اروپا"( 1 )، چشم بدان دوختند و داشتند

روند اصلاحات در عثماني، در نوعي طبقه بندي معمول، به قديم و جديد تقسيم شده است. نشانه هاي اصلاح طلبي‌هاي قديم، تقريباً به قدمت نشانه هاي انحطاط است. اصلاحات جديد كمابيش ازعهد سليم سوم (1203- 1222ق / 1789- 1807م) با اعلان سياست " نظام جديد" نمود پيدا مي نمايد، در عهد محمود دوم (1223- 1255ق / 1808- 1839م)، تظاهر جدي مي بابد و در عهد عبدالمجيد اول (1255- 1277ق / 1839- 1861م)، تحت عنوان " تنظيمات خيريه" اعلان رسمي مي گيرد. اوج اصلاحات، تدوين قانون اساسي و اعلام مشروطيت در عهد عبدالحميد دوم(1293- 1327 ق/ 1876- 1909م) است. و در نهايت، نهايت اين حكايت، اصلاحات غرب گرايانه مفرط مصطفي كمال آتاتوك (1301ش / 1922م/ 1317ش- 1938م)، بنيان گذار جمهوري تركيه بود.

در اين مقاله، به پس زمينه ها و زمينه هاي اصلاحات در امپراطوري عثماني، با درنگي بر دوران لاله، بسنده گرديده است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر محمد حسین امیر اردوش در چهارشنبه بیستم آذر 1387 و ساعت 5:48 بعد از ظهر |